۱۳۸۸ مهر ۲۶, یکشنبه

تريولوژي زندگي


زندگي سهراب(سپهري)

زندگي رسم خوشايندي است .

زندگي بال و پري دارد با وسعت مرگ،
پرشي دارد اندازه عشق.
زندگي چيزي نيست ، که لب طاقچه عادت از ياد من و تو برود.
زندگي جذبه دستي است که مي چيند.
زندگي نوبر انجير سياه ، در دهان گس تابستان است .
زندگي، تجربه شب پره در تاريکي است .
زندگي حس غريبي است که يک مرغ مهاجر دارد.
زندگي سوت قطاري است که در خواب پلي مي پيچد .
زندگي ديدن يک باغچه از شيشه مسدود هواپيما است .
خبر رفتن موشک به فضا،
لمس تنهايي ماه
فکر بوييدن گل در کره اي ديگر
زندگي شستن يک بشقاب است.
زندگي يافتن سکه دهشاهي در جوي خيابان است .
زندگي مجذور آينه است .
زندگي گل به توان ابديت،
زندگي ضرب زمين در ضربان دل ما ،
زندگي هندسه ساده و يکسان نفسهاست.


زندگي حسين(پناهي)
ميزي براي کار
کاري براي تخت
تختي براي خواب
خوابي براي جان
جاني براي مرگ
مرگي براي ياد
يادي براي سنگ
اين بود زندگي ؟!


زندگي من
نفيرنفرين ساعت صبح
بازگشت از بي هوشي دوباره
تفسير پاياني نامعلوم
فرار ثانيه ها
تكرار رنجور مسير هميشگي
تا رسيدن به مقصدي بي مبدا
چشماني خسته و بي فروغ
دقايقي خوش از با هم بودن
و باز آغازي بي انجام
تلاطم بي هدف هر روزه
در لابلايش سير در دلخوشيها
شادي از داشتن ديگران
غم نداشتن و غم نداشتن
سير و سلوك مجازي
حض يك فنجان چاي
و چرخشي در بي انتها
ديداري با دوست از دور
كشتن دقايق
ماندن تا فرط مردن
بازگشتي دوباره به ماواي تنهايي
بودن با خود نزديك
دوست داشتن و بهانه هايي
براي فرار از تكرار با هم بودن
آغاز شبي دوباره
رفتن به كما تا صبحي ديگر...



هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر